به مناسبت اول مهر
· 31 شهریور 22:32 · موقعیت:
آخرای شام
سوال:
فردا اول مهر، چه حسی داری؟!
عرفان شاگرد اول کلاس و مدرسه(پایه دوازدهم):
داداش سر شامیما!!! اشتهامونو کور نکن!!
طاها شاگرد متوسط کلاس و مدرسه (پایه دهم):
چون چهارشنبه ست فک کنم یه جوری طاقت میارم.
زهرا شاگرد اول تا سوم کلاس و مدرسه(پایه نهم):
وای خیلی ذوق دارم داداش،خیلییییی.
فاطمه دانش آموز جدید خونه که هنوز رتبه ای براش ثبت نشده (اگه به پیش دبستانی ها هم بگن دانش آموز):
منم خوشحالللم.خیلی مدرسه دوست دارم داداش.
طاها:
مگه تا حالا رفتی که میگی دوست دارم؟
فاطمه:
خب دوست دارم برم دیگه؟
طاها:
پس اول برو بعد بگو دوست دارم.
بابا:
چقدر من به پسرای عاشق کسب علمم افتخار می کنم:))
+قبل از اینکه قضاوتی درباره زهرا بشه بگم که هر سال تاریخ انقضا جواب خواهرم به این سوال نهایتاً یک هفته ستD:
++بعد از شام بردمشون دور دور دیشبو از دلشون در آوردم.البته جون خودم... طاها با جمله «اگه دیشب اومده بودیم مجبور نبودیم اینقدر زود برگردیم» یه جورایی انگار گفت جبرانت به درد عمه ات میخوره!!!:)) اگه عمه داشتیم دعواش می کردم:/
+++ بابا هم چقد ازم تشکر کرد که با وجود خستگی باز به فکرشونم و واسشون وقت میذارم.
عذاب وجدان گرفتم:/